بغلی شدن کودک و تصورات اشتباه درباره آن!

بغلی شدن کودک و تصورات اشتباه درباره آن!

حتماً تا حالی خیلی شنیدید که “نباید بچه رو بغلی کرد!” یا “اگه  زیاد بغلش کنید مدام مشکل دارید”. اصلاً بغلی کردن کودک کار خوبی هست یا نه؟ یا به بیان دقیقت تر اگر نگاه درست و واقع بینانه ای به این برهه از زندگی انسان داشته باشیم این کار درسته یا غلطه؟

یادم هست اولین باری که از استاد سلطانی شنیدم “ما توصیه می کنیم تا حدود ۹ ماهگی نوزاد هر وقت بیدار هست، در بغل مادرش باشه” انگار که تمام باورهام در مورد این دوره به هم ریخته بود! وقتی در مورد دوره زیر دو سال بیشتر مطالعه کردم، متوجه شدم اکثر توصیه هایی که در بین عامه مردم ردوبدل میشه برای این هست که کودک وقت کمتری از والدینش بگیره و اون ها کمتر اذیت بشوند ولی حالا این توصیه ها برای خود کودک هم مفید هست یا نه، خیلی مورد توجه نیست و اگر هم نکته ای در این باره گفته شده، بیشتر توجیه هست!

بررسی روانشناسان نشان داده که در گروه سنی صفر تا دو سال برطرف کردن نیازهای عاطفی کودک بسیار مهم هست اما عمدتاً والدین به نیازهایی مانند خوراک ، پوشاک، خواب و غیره توجه بسیار زیادی دارند و دانش لازم و کافی جهت برطرف کردن نیازهای عاطفی کودک رو ندارند. عمدتاً عوام و کسانی که دانش لازم در ارتباط با مسائل کودکان را ندارند و نیاز کودک به بغل کردن را درک نمی‌کنند مدعی می‌شوند اگر مادر زمان زیادی در طول روز کودک خود را در آغوش بگیرد وی در اصطلاح «بغلی» می‌شود. بد نیست بدانید که این واژه – بغلی شدن – هیچ پشتوانه علمی ندارد و اساساً نگاه غلطی به موضوع است!

تمامی روانشناسان معتقدند “بغل کردن” و در آغوش گرفتن کودکان به خصوص در گروه سنی صفر تا دو سال از مهم‌ترین نیازهای عاطفی آنهاست. کودکان نیازهای عاطفی خود را با گریه کردن و رفتارهایی از این قبیل به والدین خود نشان می‌دهند. نقش مادر در شکل‌گیری اعتماد به‌نفس و عزت نفس کودک بسیار مهم تر از پدر است و یکی از مهم‌ترین راه‌های رفع نیاز عاطفی کودک در آغوش گرفتن و نوازش وی تا زمانی است که این نیاز در آن رفع شده و به آرامش برسد.

رفتار والدین با کودک

اکثر اوقات والدین به رفتار خود در مقابل کودک واقف نیستند و اصطلاحاً در حال تعامل «حالی به حالی» با کودک هستند یعنی زمانی که حال خودشان خوب باشد با کودک مهربان بوده و او را بغل کرده و نوازش می‌کنند اما زمانی که حال مناسب ندارند با کودک نیز رفتار مناسبی نخواهند داشت. شاید بسیار دیده باشید که اطرافیان کودک او را برای ارضای درونی خودشان و نه کودک سخت فشار می دهند، به سختی می بوسند و در مقابل اولین کارهای کودک و یا شنیدن و دیدن چیزهایی که خوشایندشان است رفتارهای غیرمتعارف در مقابل کودک انجام می دهند و البته همه هم از سر محبت هستند، اما نفعی که برای کودک ندارند هیچ، اکثر اوقات جسم کودک هم اذیت می شود! این گونه رفتارها همه و همه رفتارهای «حالی به حالی» هستند!

پس زمانی که والدین متناسب با حال خود به پردازش نیازهای عاطفی کودک می‌پردازند باعث بهم ریختگی حوزه روانی کودک و دوگانگی رفتاری وی می‌شوند. کودک در این شرایط نمی‌داند چه زمانی ممکن است از طرف مادر طرد شود و چه زمانی با استقبال عاطفی از طرف وی مواجه می‌شود به همین دلیل کودک در آینده دچار استرس و اضطرابِ جدایی و مشکلات این‌چنینی می‌شود. ضمن اینکه کودک در برخی موارد حس مثبت دیگران را دریافت می کند اما به واسطه رفتار غیرمتعارفشان ترجیه می دهد آن کار را تکرار نکند.

در مورد بغلی شدن نیز چنین است؛ عوام معتقدند که اگر مادر یا پدر مدت زمان زیادی در روز کودک خود را در آغوش بگیرند وی در اصطلاح «بغلی»می‌شود و این موضوع باعث وابستگی‌های روحی وی در زندگی آینده و بزرگسالی ‌کودک می‌شود که این باور بسیار غلطی است و در واقع عکس آن صادق است. باید سعی کنیم چنین باورهای غلطی را از اذهان مردم پاک کنیم زیرا اگر این نیاز در کودکی برطرف نشود باعث وابستگی‌های شدید عاطفی و روانی این فرد در بزرگسالی می‌شود.

شکل گیری اعتماد به نفس در کودکان نیز دقیقاً مربوط به همین دوره زمانی است یعنی صفر تا دو سالگی زمانی است که اعتماد در کودک پایه‌ریزی می‌شود و وی به خود، والدین و دنیای اطراف اعتماد می‌کند. اگر در این سن به نیازهای عاطفی کودک پاسخ داده نشود وی دچار بی‌اعتمادی شده و این عدم اعتماد در بزرگسالی موجب شک، کم‌رویی و خجالتی شدن فرد می‌شود. پس وظیفه والدین محبت کردن و آماده کردن کودک برای ورود به زندگی اجتماعی با روحیه‌ای مناسب و شخصیتی متعادل است و این امر تنها از طریق رفع نیاز عاطفی و روانی کودک میسر می‌شود.

شاید حتی اگر کودک بغلی شود، ارزشش را داشته باشد که شما در ازای تحمل سختی کوتاه مدت، چیزهایی را به کودک عرضه  کنید که در تمام عمر عصای دست او باشند.

درباره نویسنده

تنها چیزی که هیچ موقع از اون ناراحت و پشیمون نیستم، وقتی بوده که برای یاد گرفتن و آموزش گذاشتم. مدتیه که کار مطالعه، بحث، نوشتن، کلاس و کارگاه روی بچه‌جون‌ها و توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خانواده رو دنبال می‌کنم که "از تولد" شده انگیزه‌ای برای ادامه این حرکت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *